محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )
223
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )
همگان بود ، هم مصريان و هم اسرائيليان به گونهء يكسان ، يا تنها در پى رهايى اسرائيليان و بيرون بردنشان از مصر ؟ و از اين جا - بسته به توانايى خود - درمىيابيم كه آيا اسرائيليان به خواست خود از مصر بيرون رفتند يا مصريان آنان را بيرون راندند . در تورات گزارشهاى فراوانى آمده است گويان اين كه موسى در پى بيرون بردن بنى اسرائيل از مصر و رها ساختن آنان از چنگ بردگى مصريان بوده است اين نكته آشكارا از تورات به ويژه از ده بخش نخست سفر خروج برمىآيد . « 1 » از اين روى مىتوان گفت : خواستهء موسى ، البته از ديدگاه تورات ، اين بوده است كه اسرائيليان را از مصر بيرون برد و از آزارها و شكنجهها و بردگىها و بيگارىهايى كه در مصر داشتهاند ، رها سازد . گفتنى است كه اين ديدگاه ، كه موضوع رسالت موسى را رهايى بنى اسرائيل از چنگ بردگى فرعون و درباريانش مىداند ، چيزى است كه قرآن نيز بارها آن را باز گفته است : براى نمونه در اين آيهها : « موسى گفت : اى فرعون ! من فرستاده و پيامآور پروردگار جهانيانم ، بر من سزاوار است كه جز حق بر خدا چيزى نگويم ، همانا كه نشانه و معجزهاى از پروردگارتان براى شما آوردهام . پس بنى اسرائيل را با من همراه فرست « 2 » » ؛ « [ خداوند به موسى و هارون فرمود ] نزد فرعون رويد و بگوييد : ما فرستادگان پروردگار تو هستيم ، پس بنى اسرائيل را با ما همراه فرست و آنان را آزار مده » « 3 » ؛ « نزد فرعون رويد و بگوييد : ما فرستادگان پروردگار جهانيانيم ، [ او فرمان داده ] كه بنى اسرائيل را با من همراه فرست » . « 4 » در اين باره سيد قطب در تفسير خويش آورده است : بر پايهء اين آيات پيداست كه موسى نزد فرعون نرفته بوده است ، تا او و مردمش را به دين خود فراخواند و به شيوهء خويش درآورد ، نزد او رفته بوده است تا تنها از او بخواهد بنى اسرائيل را رها سازد تا خداى خود را چنان كه مىخواهند بپرستند كه آنان از روزگار پدرشان ، اسرائيل ( يعقوب ) دين داشته و ديندار بودهاند . اما با گذشت روزگار ، كمكم كژىهايى در باورهاى دينى آنان پديد آمده بود و دينشان چهرهاى ديگرگونه يافته بود و خدا موسى را فرستاد تا هم آنان را از چنگ و ستم فرعون رها سازد و
--> ( 1 ) . بنگريد به سفر خروج ، 3 : 7 - 11 ؛ 5 : 1 - 5 ؛ 10 - 13 ، 26 ؛ 7 : 2 - 5 ، 14 ؛ 8 - 1 - 2 ؛ 20 - 32 ؛ 9 : 1 - 2 ، 13 ، 17 ، 28 ، 35 ؛ 10 : 3 ، 7 - 11 ، 20 . ( 2 ) . « وَ قالَ مُوسى يا فِرْعَوْنُ إِنِّي رَسُولٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ * حَقِيقٌ عَلى أَنْ لا أَقُولَ عَلَى اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ قَدْ جِئْتُكُمْ بِبَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ فَأَرْسِلْ مَعِيَ بَنِي إِسْرائِيلَ » ( سورهء اعراف ، آيات 104 - 105 ) . ( 3 ) . « فَأْتِياهُ فَقُولا إِنَّا رَسُولا رَبِّكَ فَأَرْسِلْ مَعَنا بَنِي إِسْرائِيلَ وَ لا تُعَذِّبْهُمْ » ( سورهء طه ، آيهء 47 ) . ( 4 ) . « فَأْتِيا فِرْعَوْنَ فَقُولا إِنَّا رَسُولُ رَبِّ الْعالَمِينَ * أَنْ أَرْسِلْ مَعَنا بَنِي إِسْرائِيلَ » ( سورهء شعراء ، آيات 16 - 17 ) .